![]() |
![]() |
|
| بازم باور کن |
|
دیروز تولدم بود ، روزی که قرار بود دوباره متلد شم ، اما دوباره مردم . روزی که قرار بود نگاهمو به این زندگی اجباری تغییر بدم ، اما پشیمون شدم ، یا نه پشیمونم کردن .دیگه قبول کردم که هیچ روزی با روز دیگه فرق نداره ... حتی دیروز . همه یادشون رفت دیروز چه خبر بود . هیچ کس یادش نبود . هیچ کس ! دیگه نمی خوام از سرنوشته خودم فرار کنم . این سرنوشت منه ... دیگه نه آرزوئی دارم ... نه میخوام از سرنوشته خودم فرار کنم...دیگه اشتباه نمی کنم ... من همینم ... با همین سر نوشت نفرین شده ... این وسط فقط یه راه میمونه ... خودکشی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 8:12 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دیگه فکر نمی کنم
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
| پیوندها |
|
وبلاگ کلاس خودمون کیمیا وبلاگ شهاب سامانی ( آوای آزادی ) وبلاگ دخترای تیزهوش پیش ریاضی |
|
RSS
|