![]() |
![]() |
|
| بازم باور کن |
|
وقتي دارم با هرنفس ازاين زمونه سير مي شم وقتي با يه زخم زبون ازاين واون دلگير ميشم اين آخره راه ديگه بايد كه تنها بميرم تنها تواوج بي كسي توقربت آروم بگيرم بايد برم بايد برم بايد كه بي تو بپرم آخ كه چه سنگين مي زنه اين نفساي آخرم سكوت من نشونه رضايتم نيست ميدوني گلايه هامو ميتوني از توي وب لاگ بخوني بگوآخه جرمم چيه كه بايد اينجور بسوزم هيچي نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم دربدر غزل فروش منم كه وب لاگ ميزنم با هر نگاه به نظرت انگار من خودمو دار ميزنم نفرين به عشق و عاشقي نفرين به بخت و سرنوشت نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو نفرين
چي بگم كه خيلي تنهام ميدوني ياري ندارم چي بگم كه غير غصه ديگه دلداري ندارم هيچ كسي پا نمي زاره به سرا چه خيالم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم هركي اومد دو سه روزي از دلم بازيچه اي ساخت دلمم مثل عروسك ساده بود دل به دلش باخت گله و گلايه اي نيست بي وفاي رسم عشق عاشقها تنها ميمونن تنهاي مرام عشق چي بگم كه خيلي تنهام ميدوني ياري ندارم چي بگم كه غير غصه ديگه دلداري ندارم هيچ كسي پا نمي زاره به سرا چه خيالم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم شما ميتونين به سوال من جواب بدين؟ نمي خواد شما نظر بدين من سوالامو از كس ديگه اي مي پرسم يادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 19:46 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دیگه فکر نمی کنم
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
| پیوندها |
|
وبلاگ کلاس خودمون کیمیا وبلاگ شهاب سامانی ( آوای آزادی ) وبلاگ دخترای تیزهوش پیش ریاضی |
|
RSS
|